|
فان حزب الله هم الغالبون
|
چه باید کرد
دلم خون است
سرخوش آن عیدی که آن بانی نور
از کنارکعبه بنماید ظهور
قلبها را مهر هم عهدی زند
از حرم بانگ انا المهدی زند
اين جشنها براي من آقا نمي شود
شب با چراغ عاريه فردا نمي شود
وقتی می رفت بیشتر از من تو نگران کودکان فلسطینی بود
خیلی بیشتر.
چشم به آسمان دوخته ایم تا شاید بارانی ببارد اما در غزه از آسمان
چه خواهد بارید؟
کودکی چشم به آسمان دوخته شاید گلوله ای نیاید.
وقتی با زحمت فراوان تلاش می کنی که ماهی
کوچک قرمزت را زنده نگه داری
ماهی کوچکی برای زنده نگه داشتن سرزمینش
به خاک می افتد
کاش به اندازه ماهی قرمز تنگ بلور برای ماهی سرزمین
زیتون نگران باشیم!!
زمستان داغ است اما من هنوز مي لرزم
هنوز مي لرزم از ناله ي مادري كه كودكش ديگر نمي لرزد
...
کم مونده این وبلاگ کپک بزنه
در لحظه هایی بسیار کمیاب حالی به ما دست
می دهد که احساس می کنیم ما خود ِ آن راز
ملکوتی هستیم.
عجب!!! از این دنیا!!!